دوستان بردبار من به آهستگی تمرین کنید؛

تأملی درباره‌ی پدیده‌ی انسانی «تمرین»

نویسنده: سیاوش لطفی

واژه‌ی «تمرین» از مصدر عربی «مَرَنَ» به معنای «خو‌گرفتن» و «ورزیده‌شدن»، همچون بسیاری از دیگر واژگان در زبان رایج دوران ما، دلالتی فرسوده و سهل‌یاب یافته و ذهن امروز برای درک و کشف دلالت‌های نادره‌ی این واژه به ژرف‌کاوی و بازاندیشی نیاز دارد. 

این متن، احتمالا می‌تواند کوششی جهت انگیزه‌مند‌کردن خواننده برای این ژرف‌کاوی باشد. پاسخ به این پرسش که چرا می‌ارزد که گَرد پیش‌پاافتادگی را از پدیده‌ی انسانی «تمرین‌کردن» بزداییم و این گردگیری مفهومی چه پهنه‌ای از معنا را برابر چشمان ما روشن می‌کند؟ 

واژه‌ی تمرین در زبان فارسی دلالت‌های وسیعی دارد. با نگاهی به معادل‌های انگلیسی این واژه مثل Drill, Practice, Rehearsal, Exercise, Training که هریک دال بر شکل خاصی از تمرین یا‌ تمرین در حوزه‌ای خاص ‌هستند، دامنه‌ی مدلول‌های این واژه را درمی‌یابیم. ولی در ژرفای معناییِ همه‌ی این واژگان رهنمونی به یک فعالیت انسانی، جسمی و ذهنی جای دارد که با قصد بهبود یک توانایی، مهارت، نیرو، تکنیک و… انجام می‌گیرد.

 این تعریف کلی و نه‌چندان دقیق بی‌درنگ با زنجیره‌ی متراکمی از مفاهیم دیگر در توازی یا پیوندی ناگسستنی قرار می‌گیرد. بررسی برخی از این پیوند‌ها می‌تواند شیوه‌ای برای کاوش پدیده‌ی‌ تمرین باشد. و بر دقت و وضوح تعریفی ما بیفزاید.

تمرین همواره به عقب‌راندن چیزی است. 

به‌ این‌ معنا تمرین نوعی گشودن تنگنا و غلبه به محدودیت است. 

ایجاد امکان چیرگی نسبی بر کران‌‌مندی انسانی در هر حوزه‌ای اعم از اجتماعی، عاطفی و شناختی تا حوزه‌ی مهارت‌های فنی و هنری همواره تا‌حدودی به تمرین‌کردن وابسته است.

 

مفهوم تمرین از پس غلبه به محدودیت یک بار اخلاقی هم پیدا می‌کند. واژگانی مثل پایداری و پشتکار به وضوح یک بارِ اخلاقی/ارزش‌شناختی مثبت را به معنای تمرین می‌افزایند و حتی می‌توان گفت دگَرِش‌ها‌ی (واریاسیون‌های) فاضلانه‌‌‌تر آنند.

بی‌جهت و بی‌ارتباط نیست که یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان تربیت، «پلوتارک»، در کتاب سترگ «اخلاقیات» کسب فضیلت‌های اخلاقی را منوط به تمرین کافی می‌داند. 

در نظریه‌ی اخلاق پلوتارک دارا‌شدن فضیلت مشروط به تعادل میان عقل و احساس است و برقرار‌کردن این توازن در گرو تمرین: «فضیلت اخلاقی نتیجه‌ی عادت‌های خوب و تمرین مداوم است. انسان‌ها با تکرار اعمال نیکو و کنترل احساسات خود، می‌توانند به تعادل و کمال اخلاقی برسند.»

پلوتارک این‌گونه ایده‌ی رابطه‌ی هر فضیلت اخلاقی با اعتدال و وضعیتی «میانی» را که از «اخلاق نیکوماخوسی» ارسطو سرچشمه می‌گیرد به فعل انسانی تمرین مرتبط می‌کند.

 

برای ارسطو فضیلت همواره در میان دو نقطه‌ی افراط و تفریط ایستاده است:

«پس فضیلت ملکه‌ای است که حد وسطی را انتخاب کند.»

مثلا «گشاده‌دستی» فضیلتی است میان «اسراف» و «خسّت».

البته ارسطو نیز از رابطه‌ی ژرف تمرین‌کردن و اخلاقی‌بودن غافل نبود. او در اخلاق نیکوماخوسی یادآوری می‌کند که ریشه‌ی کلمه‌ی «اتیک»، «اتوس» به معنای «عادت» است و برای عادت‌کردن باید ممارست ورزید.

 

این ایده‌ی سرنوشت‌ساز اخلاقی پس‌از جمع‌شدن با تمرین تا دوران مدرن و فلسفه‌ی تربیت کانت ادامه می‌یابد و کانت ایده‌ی روشنگرانه‌ی «آزادی» را به آن می‌افزاید.

همه‌ی ستون‌های فلسفی اخلاق کانتی‌ اعم از وظیفه‌گرایی اخلاقی، پرورش اراده‌ی نیک و عمل بر اساس عقلانیت، مشروط و منوط به کوشش‌های تمرینی است.

We use cookies to give you the best experience. Cookie Policy